ابن الأثير ( مترجم : خليلى / حالت )
41
الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي )
فرسنگ در كوه صعود كردند . كمين بابك از هر طرف بر سر آنها فرود آمدند و خود بابك راه شيب را گرفت و بر آنها تاخت نمود . سپاهيان گريختند . ابو سعيد و محمد بن حميد به آنها فرمان پايدارى دادند و آنها اطاعت نكردند . پا بفرار برداشتند و بابكيان آنها را دنبال كردند مىكشتند و مىگرفتند . محمد بن حميد در جاى خود پايدارى و دليرى كرد و هر كه با او بود تن بفرار داد فقط يك مرد ماند هر دو پى خلاصى و رهائى از تنگنا مىگشتند ناگاه گروهى را ديد سرگرم نبرد و مقاومت بودند خواست به آنها ملحق شود خرميان او را ديدند و قصد كردند . بسبب لباس و سلاحى كه داشت دانستند كه بايد سالار باشد به او حمله كردند اول اسب او را با يك زوبين زدند او افتاد و آنها بر او هجوم برده او را كشتند . محمد سردارى بود كريم كه شعراء او را مدح كرده بودند چون كشته شد براى تمام او مرثيه گفتند و بسيار گفتند و سرودند و دريغ نمودند . يكى از شعراء طائى بود چون خبر قتل او را بمأمون دادند سخت محزون شد و عبد الله بن طاهر را براى جنگ بابك برگزيد كه او لشگر كشيد . بيان سرگذشت ابو دلف نسبت بمامون ابو دلف يكى از سران سپاه امين بود كه با على بن عيسى بجنگ طاهر بن - الحسين كمر بسته بود . چون على كشته شد ابو دلف بهمدان برگشت . طاهر به او نوشت و او را بمتابعت و بيعت مأمون دعوت كرد او نپذيرفت و گفت : بيعت ديگرى ( كه امين باشد ) در گردن من است و من راهى براى نقض و فسخ آن نمىيابم ولى من در جاى خود خواهم ماند تا ببينم كدام يك از طرفين غالب شود . آن هم اگر تو با من نستيزى . طاهر از او منصرف و ساكت شد و بىطرفى او را پسنديد . او در كرج ماند . ( كرج غير از كرج كنونى نزديك طهران . كره رود در اراك است و زلف آباد - دلف آباد بود و اكنون هم معروف است بنابر اين كرج اراك است ) و ابو دلف از بنى